X
تبلیغات
رایتل

طناب دار

طناب را بر گردنش انداختند...

گفتند:آخرین حرفت چیست؟

گفت:دیدار دوست...

گفنتد:خفته است...تا صبح طناب میبافته



 

 ینی تـــــــــــــــــــــــــفــــــــــــــــــــــــــ تو ذات هرچی رفیق نامرده!

نمیدونم!واقعا نمیدونم چرا همه دوستام نامرد از آب در میان...(سوء تفاهم نشه منظورم درمورده دختراس؛وگرنه ما که اصن از اوناش نیستیم؛بعله)

اونم نه نامرداااااااااااااا!نامرررررررررررررد!

وقتی دلش میگرف

وقتی اعصابش خورد بود

وقتی تنها بود

میومد پیش من

منم خب دلداریش میدادم،چون دوستم بود،چون دوس نداشتم اون ناراحت باشه

مهم نبود من چقد حالم بد باشه،چقد ناراحت باشم،چقد تو گلوم بغض داشته باشم

اونقد سر به سرش میذاشتم تا بالاخره یه لبخند رو صورتش ببینم

.

.

.

دقیقا وقتی بش نیاز داشتم،که کنارم باشه،هوامو داشته باشه،که اشکای رو گونمو پاک کنه نبود،نه اینکه نباشه ها! بود...کنارم نبود

اونی که حرف "مردونگی" که میشد "مرد" بود اما پاش که افتاد از همه نامردتر شد

حتی از اونایی که یه زمانی ...هعی!  ولش کن...

میبینه منو که وقتی میبینمش چقد گرفته ام...

به روی خودش نمیاره

.

.

.

اصن که چی؟!

واس چی دارم اینارو میگم

واس کی خودمو ناراحت میکنم؟!

واس کسی که حتی ارزش "تنفر" هم نداره؟

گذاشتتم تو آمپاس!یونجه*!!!!!!!!!!!!!!!



*این فحش اختراعیه منو بچه هاس!قشنگه،نه؟!

برچسب‌ها: نامردی
[ سه‌شنبه 8 بهمن 1392 ] [ 16:01 ] [ fateme ]