X
تبلیغات
رایتل

آرزو؟!...هه...مسخرس!

سلام دوس جونیا!

امروز رفتم برای ثبت نام...رفتم و کلی از دوستامو دیدم!کلی مسخره بازی در آوردیم!با اینکه سریع ثبت نامم کردن اما تقریبا تا آخرش موندم،کلی تو مدرسه چرخیدیم به یاد پیچوندنای وسط ساعت!یه سری نیمکت گذاشته بودن که روش بشینیم کارای ثبت نامو انجام بدیم،روی نیمکتا یادگاری همشاگردی هام بود!کصافطا هرچی دم دستشون بوده نوشته بودن...واز اون بدتر اینکه ضایع بود از دوستای با فرهنگ منن!هرچی تو طول سال بشون میگم روی میز چیزی ننویسین مگه میره تو گوششون؟!

اینارو دارم میگم که یادم بره امروز چیکار با آینده ام کردم...دیروز با مشاور حرف زدم...گفت که برو به هنر برس که مطمئنا موفق میشی اما قبلش که درباره علاقه ام هنوز نحرفیده بوده بودم باش درباره ریاضی گفت که اگه برم به قطع یقیین موفق میشم...

.

.

.

تموم شد!رفتم ریاضی و همه آرزو هام به باد رفت!ما برنده نشدیم...بابا هم برنده نشد...شاید اصن برد و باختی در کار نبوده!

اصن همش تقصیر خودم بود...من یه مدت فراموش کردم که آرزوهای خوب برای من نیستن...یادم رفت کجام و حقم چیه...یه مدت  یادم رفت که اونا فقط و فقط یه آرزوئه...باید هم آرزو بمونه...فقط برای رویاهای شبونه به درد میخوره و هیچ وقت به واقعیت تبدیل نمیشه...هنوز هم باورم نشده که تموم برنامه هام برای آینده خودم تباه شده...

نمیدونم...انگار خدا هم باهام لج کرده...کم کم دارم از به دنیا اومدن پشیمون میشم...

خدایا...یادت باشه...کارایی رو که بام کردی همه رو یادت باشه...که حتی اجازه ندادی یه ذره برای خودم زندگی کنم...

لعنت به زندگیم...لعنت به خودم...لعنت به درس و مدرسه...لعنت به آرزو...

خدا جونم...یادت باشه...برای بار هزارم چشمامو بارونی کردی...

[ دوشنبه 2 تیر 1393 ] [ 21:09 ] [ fateme ]