X
تبلیغات
رایتل

سکوت

امروز مدیرمون بچه هایی که معدل بالای 18.50 داشتن رو به یه جلسه دعوت کرده بود...منم که معدلم 19.64

خلاصه  رفتیمو یه زنگمون هم پرید ولی حرفاش قشنگ بود...پرسید چه رشته ای دوس دارین بخونین و جالب اینکه 45% میخواستن معماری بخونن...45% مهندسی پزشکی...بقیه هم یه چیز دیگه...قشنگ معلوم بود جوگیرن...ولی من نجوم دوس دارم...

ینی هنوزم به نقاشی علاقه دارم اما من یادگرفتم توی هر شرایطی که قرار گرفتم بهم خوش بگذره...از لحظه هام لذت ببرم...حتی اگه شرایط مطلوبم نبود...درسته که نمیخواستم بیام این رشته  اما الآن که توش هستم باید ازش استفاده کنم...خدا رو شکر که فعلن هم موفق هستم...و زندگی به این 4 سال دانشگاه که قراره من چیزی بجز هنر بخونم ختم نمیشه...من میتونم در عین اینکه یه منجم هستم نقاشی هم بکشم...هیچ کدومشون تداخلی باهم ندارن...

ولی حسابانم رو گـــــــنـــــــــــــــد زدم...شدم 8 از 10...معلممون گف ازم اتنظار بیشتر از اینو داشته...راس میگه...خیلی خنگ بازی در آوردم...سوالی که هیچ کس درست ننوشته بود کامل نوشتم ...بعد یه تجزیه ساده رو ننوشتم

خلاصه که روزام و شبام با درس میگذره...

تصمیم گرفتم بیشتر وقتی که توی خونه م رو برم توی اتاق و با کسی حرف نزنم...یه حرف کوچولو باعث میشه تا منفجر بشم...نمیخوام دورو بریام رو ناراحت کنم و از این ور توی تنهایی آرامش دارم...سکوت رو دوست دارم و ترجیح میدم تنهایی سر کنم...دوس ندارم کسی مزاحم تنهاییم بشه...دلم میخوام برم توی اتاقم و درو ببندم و گوشه ی اتاق بشینم و زانو هامو بغل کنم...توی این حالت خیلی آرومم...داشتم فکر میکردم چه خوب بود اگه میتونستم یه خونه واسه خودم داشته باشم و تنهایی زندگی کنم چقد خوب بود...سکوت...سکوت...سکوت...

[ دوشنبه 27 مهر 1394 ] [ 15:35 ] [ fateme ]