X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

قـــــــــــــــــــــــهــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم

از آبجی بزرگه خیلی خیلی خیلی بدم میاد...

خیلی بی معرفته

قسم خوردم فردا  که اومد باهاش حرف نزنم

قــــــــــــــــــــــــهــــــــــــــــــــــــــــــــــــرم

کاش فردا بهشاد نمیومد خونمون...مجبورم جلوش آبرو داری کنم...به هر حال شوهر آبجی بزرگس دیگه...

فک میکنه انقد بچه م که بخاطر اینکه منو با خودش نبرده مسافرت ناراحتم...

انگار کم بدون من رفته مسافرت که بخاطر این یکی ناراحت باشم

نمیفهمه بخاطر بی معرفتیشه که دوس ندارم باهاش بحرفم...ازش بدم اومده

کاش میشد یه جا برم که هیشکی نباشه

یه جا که فقط من باشم و خدا

کاش میشد میمردم

ببین خدا...میدونم که زندگی که بهم دادی هدیه س و هدیه رو پس نمیفرستن ولی...خسته شدم...اگه نمیاری منو پیش خودت...خودم میام...

[ جمعه 8 آبان 1394 ] [ 12:55 ] [ fateme ]